جلسه ی پنجم

بسم الله الرحمن الرحیم
یه مرور سریع از بعضی مطالب چهار جلسه ی گذشته ، هر کدومو که میگم سریع جزئیاتشو تو ذهنتون بیارید :
1- هفت مرتبه ی وجودی   2- طهارت هاشون    3- غذاهاشون         4- نتیجه ی تقوا و طهارت    5- توقف در هر بعد                6- معانی نبی و نبوت            7- مفهوم محیط و محاط                8- مفهوم پیامبر خاتم       9- مفهوم محاط بودن دنیا در آخرت
گفتیم اراده ی خدا به محیط تعلق می گیره پس هدف خلقت آخرته . با توجه به صحبت هایی که کردیم سه تا ویژگی برای نسبتی که محیط و محاط دارن می شه بیان کرد:
1- هدف از خلقت محاط رسیدن به محیط است .
2- هر کمالی که در محاط باشد در محیط هم وجود دارد .
3- محیط نقص محاط را ندارد.

همه که انجام نمیدین ولی مشق چهارم :
سه تا ویژگی بالا رو کامل تو ضیح بدین . یه جمله اینجای جزوه هست که ننوشتم از کیه :
«العقل ما عُبِدَ به الرحمن و اکتسب به الجنان »
« عقل اونیه که به الرحمن (خداوند) هدایت می کنه و باعث می شه بهشتی بشی »

یادمه این جای کلاس یکی از بچه یه سوالی پرسید که من توضیحات استاد رو راجع بهش یادداشت کردم . اینو واستون بگم می رسیم به « بسم الله الرحمن الرحیم » . این آیه منو زیرو رو کرد امیدوارم دید شماهارم بازتر کنه !!!
درست یادم نیست سوالش چی بود اما اگر اشتباه نکنم پرسیده بود « چرا انسان های کامل مثل پیامبران به این دنیا اومدن ؟» ای بابا من که سوالو نوشتم  .
سوال این بوده :
« چرا باید یه آدم کامل به دنیا بیاد و دوباره از صفر شروع کنه ؟ چه لزومی داره که یک روح کامل در یک بدن بیاد و شروع به رشد کنه ؟»
اصلا این روح کجا بوده ؟ باید نطفه رشد بکنه ، جنین بشه و بعد روح درش دمیده بشه و حالا این روح باید رشد بکنه و به عالم اله برسه .
مثلا حضرت عیسی که از زمان کودکی پیامبر بودن دیگه اصلا چرا به این دنیا اومدن ؟
جواب اینه که سرعت رشد افراد متفاوته . در واقع همه از اسفل السافلین (سوره ی تین که یادتون هست ؟)شروع می کنن . بعضی ها خیلی زود به عرش می رسن (  مثل پیامبران ) بعضی دیر می رسن و بعضی ها هم متاسفانه اصلا نمی رسن و یه جایی تو راه متوقف می شن . حضرت عیسی وقتی به دنیا اومدن نبی بودن ، چون حضرت مریم نبی بودن و در واقع حضرت عیسی معجزه ی حضرت مریم بودن ( همش شد بودن  ) . گفتیم نتیجه ی تقوا و طهارت هدایت و رسیدن به نبوت هست و چون حضرت مریم بسیار مطهر و قدیس بودن فرزندشون وقتی به دنیا اومد نبی بود . یعنی سرعت سیر حضرت مسیح علیه السلام زیاد بوده نه اینکه اصلا سیری نداشتند و از اول کامل بودند .
نتیجه اینکه :
وقتی خداوند تو سوره ی احزاب آیه ی 21 می فرماید « لکم فی رسول الله اسوة حسنه » ، اگر حضرت رسول از اول کامل بودن ، اسوه بودنشون معنا نداشت . از وقتی به دنیا اومدن تبعیت خدا رو می کردن ، بندگی خدا رو می کردن . لذا خیلی زودتر از ماها به عرش رسیدن .
اگر فهمیدیم که الآن آخرت زنده هست (چون محیط بر دنیاست ، « ان دارالآخرة لهی الحیوان») ، اگر فهمیدیم که آخرت نسیه نیست ، پس همین الآن در آخرت هستیم . همین الآن داریم می گیم « بلی شَهِدنا » ، همین الآن داریم شهادت می دیم که انسانیم . چرا باید منتظر باشیم تا روز قیامت بیاد؟ همین الآن همه چیز نقده نباید وقت رو تلف کرد . آخرت ما خداست و خدا همیشه حاضر  است .
و امـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا ، رسیدیم به « بسم الله الرحمن الرحیم »
شنیدین می گن نوزده ، عدد « بسم الله الرحمن الرحیم » هست؟ یعنی ختم اجمالی این آیه 19 بار قرائتشه ( یعنی 19 بار  بگیم «بسم الله الرحمن الرحیم ») و ختم کاملش ، 786 بار قرائت این آیه و در ادامش 132 بار صلوات فرستادنه ، پس شد:
ختم اجمالی : 19بار .
ختم کامل : 786 بار + 132 صلوات .

قشنگ یادمه که اینجای کلاس استاد گفتن که تو مجالسشون همه باهم ختم کامل رو انجام میدن ، انگار همین دیروز بود . تقریبا هم سن شماها بودم یعنی 19سالم بود، عاشق چهار شنبه ها بودم که این کلاسو داشتیم (و عاشق 19 سالگیم) . دیگم استادو ندیدم ، نمیدونم چی شد ؟ حالا افسوس می خورم چرا ایمیلشونو نگرفتم . اینجا دنیای حسرت هاست ، یک کوتاهی ، یک عمر حسرت !!!
اولین آیه ای که بر پیامبر نازل شد « بسم الله الرحمن الرحیم » بود . روایت است که تمام قرآن در سوره ی حمد و تمام سوره ی حمد در « بسم الله الرحمن الرحیم» خلاصه شده .
مفردات این آیه : باء  ،  اسم   ،   الله   ،   الرحمن    ، الرحیم     ، که حالا میگیم دونه دونه اینا چه مفهومی دارن .
تمام معرفت پیامبر اکرم در  این جمله است .
امام صادق علیه السلام در مورد کسانی که این آیه رو جزو آیات قرآن حساب نکردن می فرماید : « خدا اینها را بکشد ( قاتلهم الله ) که بزرگترین آیه ی قرآن رو به سرقت بردند .»
بعضی ها فکر کردن که به خاطر عظمت «الله» هست که اول هر چیزی « بسم الله الرحمن الرحیم » می گیم .
پیامبر اکرم (ص) می فرماید:
« کلُّ امرٍ ذی بالٍ لم یُبدَأ ببسم الله الرحمن الرحیم فهو أبتر»
« هر کاری که با بسم الله الرحمن الرحیم شروع نشود ناقص است »
حالا چرا اینجوریه؟ برمی گرده به معنی اسم ، پس بریم ببینیم معنیه اسم چیه!
اسم از ریشه ی « وَسم» میاد . وسم هم به معنی «داغ گاشتن ، نشانه گذاشتن » هستش .
امام رضا علیه السلام می فرماید : « وقتی می گویی « بسم الله» یعنی « اَسِموا نفسی بِسِمَةٍ مِن سماة الله» »
« خودم را ( نفسم را) به اسمی از اسماء الهی علامت می گذارم (داغ می گذارم) »
امام رضا علیه السلام یه حدیث دارن که به حدث مرآت امام رضا (ع) معروفه . مرآت یعنی تصویر در آینه ، چیزی که صاحب صورت رو نشون می ده . می فرمایند :
« خداوند آینه را خلق کرد تا مردم ارتباط خود را با خداوند بفهمند.»(به نظرتون این یعنی چی؟!!!)
توجه : بحث خیلی دقیقه ، شش دنگ اینجا باشین !
آینه چه کار می کنه؟
1- صورت رو نشون می ده . ظاهر کسی که جلوش قرار گرفته . می گن تصویر فلانی تو آینه .
2- چیزی که آینه نشون می ده از این جهت که منو نشون می ده ، منم . یعنی به تصویر من تو آینه می گن مردشتی . ولی از این جهت که تصویری که تو آینه از من تشکیل شده خود من نیست ، من نیستم . (تصویر من تو آینه هم منه هم من نیست) واضح تر بگم ، اگر شما منو تو آینه ببینید می گین این که تو آینست مردشتیه . یعنی داره وجود منو نشون می ده . ولی خود واقعی من اونیه که جلوی آینه قرار گرفته . پس تصویر مرآتی من هم منه هم من نیست .(امیدوارم براتون واضح شده باشه )
کسی که جلوی آینه ایستاده بهش می گن صاحب صورت ، در مقابل به تصویرش می گن صورت مرآتی .
کسی که جلوی آینه ایستاده بهش می گن مُسمّی ، در مقابل به تصویرش می گن اسم .
همونطور که حروف م،ر،د،ش،ت،ی که می شه مردشتی منو نشون می ده ، بهش می گن اسم ، تصویر من هم تو آینه که منو نشون می ده بهش می گن اسم من . پس اسم اونیه که منو نشون می ده ،نشون دهنده ی منه .
گفتیم صاحب صورت داریم و در مقابلش صورت مرآتی.
گفتیم مسمی داریم و در مقابلش اسم .
به همین ترتیب ذولآیه داریم ( صاحب آیه ) و در مقابلش آیه .
رَب داریم و در مقابلش عبد .
ظاهر داریم و در مقابلش مظهر .
حدیث مرآتی می گه آینه قراره رابطه ی منو با خدا نشون بده ، پس با توجه به توضیحات ارتباط من با خدا چیه؟ اینکه من عبد و او «رب» هست . ما «مظهر» و او «ظاهر» هست . ما همه اسم خدا هستیم . همه ی آیه ی خداوند هستیم .
گرفتین چی شد؟ پس با بیان خودتون باید بتونید بگین که چه ارتباطی بین ما و خداهست .
نه تنها ما ، بلکه عالم ظهور اسما و صفات الهی است .
« اِن کل من فی السموات و الارض الٌا آت الرحمن عبدا»
اینکه «ان» اول جمله اومد یعنی حتما همین طوره که « تمام آنچه در آسمان ها و زمین است نیستند مگر عبد الرحمن »
« اِنَّ ما فی السموات و الارض و الاختلاف الیل و النهار لآیاتٍ لاولی الباب»
«… همه آیات هستند برای صاحبان مغر(اولی الباب)»
مغز ما همون عرش ماست ، روحی که در ما دمیده شده .
کسانی این آیات رو می فهمد که عرشی شده باشند ، آخرتشون شکوفا شده باشه .
آدم چه چیزی رو نشون می ده؟ تمام اون چیزهایی رو که از نطفگی تا الآن به همراه داشته نشون می ده . مثلا کسی که حرفی عالمانه می زنه داره معلمی که اون حرف رو بهش یاد داده نشون می ده . به نقاشی که نگاه می کنی پی به صفات نقاشش می بری .
تمام ما داریم صفات خداوند رو نشون می دیم و در نشون دادنمون مطیع هستیم .
کافری که می گه خدا نیست با همون گفتنش می گه خدا هست، چرا؟ چون با حرف زدن مظهر اسم «تکلم» خدا شده . با بدنش نشون می ده خدا هست . این که وجود داره نشون دهنده ی وجود خداست . مثل همون نقاشی که نشون دهنده ی وجود نقاشه .
توضیح:
خداوند اسما و صفات بی نهایت داره و ما بعضی از این اسماء رو بدون اختیار نشون می دیم . بچه ای که غذا می خوره داره به خودش رزق می ده و این مظهر اسم رازقیت خداست . وقتی صدایی رو می شنوه مظهر سمیع بودن خداست . کسی که عالمه مظهر اسم العلیم خداست . چطور یه نقاشی معنا گرا مظهر ذوق و علم و … نقاشه خودشه ، هر کار و حرکت و وجود و… ما هم مظهر یک اسم خداوند هست .( ممکنه بپرسین پس گناه ها چیه؟ اون ها هم از توقف در یک اسم خداوند به وجود میاد.) انسان می تونه تمام اسماء الهی رو ظاهر کنه .
سوره ی بقره آیه ی 3 ، خداوند خودش می فرماید :
« وَ عَلَّمَ ادم الاسما کُلُّها … »
« و خدای عالم همه اسماء را به آدم تعلیم داد …»
خداوند هفت اسم ذاتی داره که باقی اسماء از این هفت اسم نشات می گیره:
1- حیات 2- علم   3- قدرت       4- اراده      5- سمع       6- بَصَر       7- تکلم
که علم و حیات از بقیه مهمترن .
گفتیم هر چیزی مظهر اسمی از اسماء الهیه ، مثلا درخت حیات رو نشون می ده ، مظر اسم «الحَیّ » خداست . همین طور علم و قدرت خدا رو هم نشون می ده .
یکی از اسماء الهی «المُضِلّ» هست که مظهر تامش(کاملش) شیطان هست .
یا یه اسم دیگه ی خداوند « الضارّ» (ضرر زننده) هست .
یکی دیگه ، « جاعل الظلمات» . کسی که با مردم دشمنی می کنه اینا رو آشکار می کنه .
حتما می پرسید که این اسماء که اثر بد دارن و به اصطلاح شر هستند چرا وجود دارن ؟ باید دقت کرد که شر، یه امر نسبیه  و شر مطلق نداریم . با یه مثال توضیح می دم ، وقتی بارون می باره ، برای قالیشویی شر به همراه داره ولی برای کشاورز خیر .
و دیگه اینکه همه ی اسماء الهی خوب هستند ، توقف در این اسماء به ظاهر شر هست که آسیب داره . وجود این اسماء برای عرشی شدن قطعا لازمه. گفتیم توقف در قوه ی واهمه از آدم شیطان می سازه و قوه ی واهمه پرتوی شیطان هست در وجود ما . شیطان اونیه که در جزئیات توقف داره .
پیامبر اکرم (ص) می فرماید:
« اَسلَمَ شیطانی بِیَدَی » ، « شیطان را به دستان خودم رام کردم »
شیطان وجود داره که ما با رام کردنش بتونیم عرشی بشیم نه اینکه بندش بشیم . وجودش ظاهرا شر هست ولی واقعا برامون خیره .
در تمام اسماء الهی ، جمال الهی هست . در تمام مصیبت ها اسم جمال الهی هست و کسی این ها رو می فهمه که آخر بین باشه . خوش به حال آخر بین ها !
ولی کسانی که به اصطلاح قرآن « یعملون الظاهر دنیا » هستند این موارد رو نمی فهمند . مدام به در و دیوار بد وبیراه می گن . درک نمی کنن که اگر مصیبت اومده سراغشون واسه عرشی شدنشونه .
دیده ای خواهم که باشد شه شناس            تا شناسد شاه را در هر لباس
اسماء الهی لباس هستند ( شاهی که لباس های مختلف می پوشه ) این عالم شبه ، ما باید در این شب شاه را در هر لباسی بشناسیم .
در همه ی اتفاقات این خداست که خدایی می کنه « هو فی السموات و …»
به قول خودمون تو هر اتفاقی باید گشت دنبال برق برقیا .
بحث سر ارتباط بین ما و خدا بود . نتیجه این شد که همونطور که تصویر تو آینه نشون دهنده ی ماست ، ما هم نشون دهنده ی اسماء و صفات الهی هستیم . تو یه تیکه آینه ی جیبی فقط می تونم یه تیکه از صورتمو ببینم ، خوش به حال اون آینه قدیه که تصویر کامل خداست !!! امیدوارم مطلب رو کامل گرفته باشین .
پ.ن1: دعا می کنم آمین بگید ، شما هم دعا کنید همه آمین بگیم:
خدایا! خیلی دوست داریم اون آینه قدیه ما باشیم ، میدونیم ماه رمضونو گذاشتی تا آینه هامونو بزرگ کنیم ولی خدا ؛ این بچه ها که نه ، من خیلی ناسپاسم ، قدر فرصتامو نمیدونم . می ترسم ماه رمضونم بگذره آینه ی من همین قدر بمونه . خدایا آینه های هرکدوممونو هر چقدر که هست بزرگ  ترش کن! با دست خداییت بزرگترش کن!!!
پ.ن2: حدیث مرآت امام رضا علیه السلام رو حفظ کنید .

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: