Archive for اکتبر, 2010

22 اکتبر 2010

جلسه ی هشتم

بسم الله الرحمن الرحیم
زندگی از پشت ابرهای صورتی و نیلی رنگ دیگری دارد !
آن جا هر لحظه تو هم هستی ، غرق در او …!آنقدر که به چشم نمی آیی و چقدر این به چشم نیامدن تو را به چشم می آورد!!!
کوله پشتی ام را بسته ام ، می روم تا ابرهای صورتی و نیلی را پیدا کنم .
هر که همسفر است بسم الله !
با هم برویم تا دیگر به چشم نیاییم!
پ.ن:
سلام،
وضو بگیرید ، گرد بشینید ، می خوایم کلاس رو شروع کنیم . این کلاس اولین قدم دسته  جمعیمون واسه پیدا کردن ابرهای صورتی و نیلی بود ، هر کس هنوز همسفره این جلسه رو هم با توجه بخونه .
قبلش یه خاطره از آبجی ملیحه رو واستون می گم . ملیحه جان رو شما کم می شناسید ، اگر بیشتر بشناسیدش عاشقش می شین . از عزیزیش پیش خدا فقط اینو بگم که هر چهارشنبه مهمون آقا امام رضاست . بقیشو اگر بگم میترسم راضی نباشه !
از من فقط یه جمله ، مثل همیشه گفتنی ها رو تو بگو ملیحه من نگاه می کنم:
کاش می شد موقع زیارت دلتنگیه فاصله ها رو برداشت و چشم باز کردو پنجره  فولادتو دید … !


به نام خدا

سلام..سلام هوای اینجا سلام سنگفرش اینجا سلام اذن دخول سلام ایست بازرسی سلام صحن انقلاب سلام سقاخونه سلام کفشداری سلام درهای طلایی سلام ادعیه زیارت سلام زیارت امام رضا(ع) سلام ضریح طلا سلام آقا…سلام مولای من سلام محرم درد سلام مرهم درد سلام سنگ صبور بعد خدا سلام شور و سرور قربون لطف و صفات قربون مهربونیات قربون غریب بودنت برم آقا بازم اومدم آره بازم منم همون زائر هر هفته ات همونیکه رو سیاهه همونیکه همیشه بهش عنایت داشتی ولی اون…قربون غربیت آقا که منم بدون تو تو این دنیا غریب غریبم ..تنها ..بی کس جزتو هیچ کس رو تو این دنیا ندارم..هیچ کس نیست دور و برم که بتونم باهاش درد و دل کنم …اونم برام به قشنگی تو دعا کنه که مثل تو مهربون باشه از حرفام خسته نشه با وجود رو سیاه بودنم گناه کار بودنم بازم برام دعا کنه..خدایا شکرت که بازم بهم اجازه دادی بیام پیشش سرمو بذارم رو زانوهاش بهش بگم :از تنهایی هام . از غریب بودنم با آدما .. که بی کس و تنهام …که به تو بگه: خدایا دوستت دارم ..خدایا منو ببخش …اونم دست نوازش بکشه رو سرم.. با آرامشش آرومم کنه بگه :بهش میگم . شفاعتت میکنم.. غصه نخور دنیا دوروزه.. اگه هیچ کس رو تو دنیا نداشته باشی من هستم پیشتم..از طرف خدا اومدم..اومدم مواظبت باشم..هر چی میخوای بگی اول به خودش بعد به من بگوتا بهش بگم دعات میکنم ..نگران نباش…
خدایا ممنونم از محبتت که یه همچین بنده هایی رو فرستادی برای بقیه آدما ..میدونم وقتی آقام اینقده مهربونه تو از اون بی نهااااا یت
مهربون تری خدایا ممنونم شکرت که بازم اجازه اومدن دادی…
پ.ن:حرف برای گفتن زیاده ولی قلمم ناتوانه..(اگه خوب نشد به بزرگی خودتون ببخشید دفعه اولمه)
پ.ن2:اگه دلتون رفت پیشش..برای ظهور آقامون برای شفای مریضا برای آمرزش گناهان و برای منِ حقیر هم دعا کنین.


یه درخواست ازتون دارم:

بچه ها بیاین بین خودمون یه چیزیو نهادینه کنیم ، خوندن حمد شفا برای بیمارا اونم هر روز!

برای تمام بیمارا ، بیمارای طبعی ، خیالی ، وهمی و … .

خودمون رو موظف کنیم به اینکار اونم ر روز!

هرکس تونست دو رکعت نماز بخونه برای رفع گرفتاری همه ی گرفتار و شفای بیماری همه ی بیمارا!

ممنون از همه!

التماس دعا!

*********************************************

بسم الله الرحمن الرحیم
تاحالا مفهمو «بسم الله الرحمن الرحیم » و « الحمدلله» رو یاد گرفتیم ( البته در حد خودمون ، خدا رو هزار مرتبه
شکر) .
یاد گرفتیم که « الحمدلله» یعنی « هر حمدی در هر جای عالم که به جا بیاد ، مِلک حقیقی خداوند است » و ملک حقیقی یعنی ماله خود مالک ، و هر کاری که مالک بخواد بتونه باهاش انجام بده .
کل حمد ملک حقیقی خداوندست یعنی از آن خداست ، یعنی اگر من از شما به خاطر موضوعی تشکر کردم در واقع تشکرم مخصوص خداست ، که جلسه ی قبل توضیح داده شد .
کمی هم از عقل گفتیم و اینکه حضرت جبرئیل « عقل فعال عالم » هستند .
عقل واسه خودش مراتب داره ، یه عقل داریم یعنی مرتبه ای از عقلمون پرتو حضرت جبرئیل است که اگر اشتباه نکنم همون مرتبه ی « فاذا سویته » باشه که بعد از گذر از اونجا لایق سجده ی ملائک میشیم . ( خودم از زبان آقای پناهیان شنیدم که گفتن که روایت داریم هر گناه بخشی از عقل رو زایل می کنه که قابل بازگشت هم نیست حتی با توبه !
کسی که از گناهی توبه می کنه مثل کسیه که گناهی نداره نه کسی که گناهی نکرده ، این دوتا با هم فرق دارن . انشاءالله بعدا بیشتر صحبت می کنیم .)
اگر یادتون باشه قبلا گفتیم که عبادات شرعی ( انجام واجبات و ترک محرمات ) غذای عالم عرش هستند  ، پس بدن قیامتی رو می سازند .
یه جمله اینجای جزوست که خیلی قشنگه ، گوش کنید :
« برای خدا بهشتی است که نه در آن حورالعین و نه قصر است . نه شیر و نه عسل است . آن میوه های بهشتی که مناسب این بهشت است ، اسرار الهی است » .
آدم دلش غنج می زنه اینو می خونه ، نه ؟!
و جمله ی بعدی :
« برای بندگان صالحم چیزی رو آماده کرده ام که نه هیچ چشمی دیده و نه هیچ گوشی شنیده و نه هیچ فکری به آن خطور کرده »
آیا انسان قیامتی ( کسی که الآن زندست و هنوز در عالم طبعه ولی وارد قیامت شده ، عرشش شکوفا شده )می تونه این بدن مادی رو داشته باشه یا نه ؟
بله می تونه ، مثلا پیامبر ، زنده بودن و در قیامت هم وارد شده بودن . پس آدم عرشی می تونه بدن مادی هم داشته باشه ، نتیجه :
برزخ و قیامت این نیست که وقتی مردیم بریم توش ، چه بسا آدمی که مرده ولی هنوز از عالم طبع کنده نشده و چه بسا آدمی که زندست ولی به قیامت راه پیدا کرده !
چرا امیر المومنین خلیفة الله هستن؟
ایشون می فرمایند : «اگر تمام پرده ها از جلوی چشمم کنار رود ، ذره ای به یقینم اضافه نمی شود » .
یعنی : « همین الآن همه چی رو می دونم ، می دونم قیامت چیه ، عرش چیه ! نیازی نیست تا با مرگ حجاب از جلوی چشمشون کناربره ، ایشون بر حقایق عالم هستی در طول زندگیشون دست یافته بودن .
چنین بنده ای لایق خلیفة الله بودن ، لایق هدایت باقی بنده هاست . چنین بنده ای صلاحیت داره که راه رو به بقیه نشون بده ، نه ملعون هایی که با خونه نشین کردن حضرت ، بیست سال تاخیر انداختن .واسه همین بود که حضرت زهرا ( سلام الله علیها ) جان خودشون رو فدا کردند بلکه از روی کار اومدن کسایی که صلاحیت نداشتن جلوگیری بشه .

به علت زیغ وقت فعلا تا اینجا رو داشته باشین  تا ماه آینده !

بحث از دستتون نره ، مفهمو « الحمدلله » رو گفتیم ولی رب العالمین هنوز مونده !

22 اکتبر 2010

جلسه ی هفتم

بسم الله الرحمن الحیم!

سلام.

جلسه ی هفتمه ، قبلیا رو یاد گرفتین؟ الحمد لله!

امروز معنی الحمد لله رو با هم یاد میگیریم !

خبر خوب ، حجم این جلسه نصف قبله ، و از این به بعد همیشه همینطوریه ، یعنی نصف!

تازه ممکنه تاخیر هم بیفته.

وضو بگیرید و گرد بشینید تا کلاس رو شروع کنیم!

منو خیلی دعا کنید!

***********************************************************

بسم الله الرحمن الرحیم
بحث سر مفهوم و تفسیر «بسم الله الرحمن الرحیم» بود .
گفتیم اون «با» ، « بای ملابسه» هست . یعنی لباسی از اسماء الهی رو به تن می کنم . گفتیم الرحمن صفت عام الهی و الرحیم صفت خاص الهی است
.
اگر «الرحمن» رو برای همه ی مخلوقات در نظر بگیری ، « الرحیم» مخصوص انسانها می شه .
گفتیم « بسم الله الرحم الرحیم » یعنی:
« متلبس می شوم به اسمی از اسماء الهی که به سبب آن به کمال اولی و ثانوی برسم » .
گفتیم ذکرش اول کارهامون یعنی اعلام اینکه « خدایا این کار من رو سبب نزدیکی به خودت و عرشی شدنم قرار بده !» .
اما امروز دومین آیه ی سوره ی حمد :
« الحمد لله رب العالمین »
من با اسم تو شروع می کنم ای خالق رحمان رحیم /  ای تو بخشنده ی مهربون که با اسم تو آغاز می کنیم
ما میخوایم بابت آفرینش کل جهان از تو تشکر بکنیـم /  نمی تونیم که تو رو چیزی بجز خالق مهربون تصور بکنیم
تو زبان عربی «ال» نشانه ی کل هستش . پس « الحمد» یعنی « کل حمد» . « کل حمد مخصوص خداست» . یعنی اگر کسی در کل
عالم حمد کسی رو به جا آورد ، از کسی ستایش کرد در واقع حمد خدا رو کرده . مثلا من به شما می گم « ممنون که فلان مطلب رو به من یاد دادین » ، به ظاهر از شما تشکر کردم اما در واقع این حمد مخصوص خداست ، از آن خداست .
کی توفیق یادگیری اون مطلب رو به شماداده؟ کی شرایطش رو برای شما فراهم کرده ؟ کی شما رو تو موقعیتی قرار داده که اونو به من یاد بدین ؟ کی توفیق
یادگیریش رو به من داده؟ و … .
جواب همه ی این سوال ها مشخصا خداوند هست . پس ستایشی که من از شما انجام دادم در اصل مال خداست . شما هم مظهر اسماء خدا هستین .
لله : این « ل» اول « الله » ، « لام ملکیت» نام داره . تو ادبیات عرب ملکیت بر دو قسمه : ملکیت حقیقی ، ملکیت مجازی .
ملکیت حقیقی : یعنی مِلک مال خود مالکه و مالک هر کاری که بخواد می تونه باهاش بکنه ، اختیار تصرف کامل رو در ملکش داره ( ملک رو با کسره روی میم
بخونید .)
ملکیت مجازی یا به اصطلاح « الجلُّ للفرس » (اگر اشتباه نکنم یعنی «پالون اسب») : اسب نمی تونه در پالون خودش تصرف کنه ، اون ملکیتی که
مالک توانایی هرگونه تصرف تو ملکش رو نداره . مثل اسب ، میگن « پالون اسب» ، پالون رو به اسب نسبتش می دن ، اما اسب توانایی تصرف کامل در اون رو نداره .
در قرآن ملک حقیقی تصویر مرآتی هست . ملک حقیقی یعنی ظهور مالک ، از مالک جدایی نداره .
مثلا وقتی می گی « له الاسماء الحسنی» یعنی « خدا ظاهر است بر اسماء» یعنی این اسماء ملک حقیقی خداوند است ، تصویر مرآتی خداست .(
یادتونه گفتیم ما هم تصویر مرآتی خدا هستیم ، اسم خداییم؟)
اگر ظاهری در مظهری ظهور پیدا کرد ، اگر معبودی در عبدی ظاهر شد ، اون عبد می شه ملک حقیقی معبود و لام ملکیت یه همچین جایی کاربرد داره .
پس « الحمد لله» یعنی هر جایی در عالم که ستایش صورت می گیره ، این ستایش ملک حقیقی خداوند است ، مال اوست . و وقتی من میگم « الحمد لله»
یعنی دارم می گم « خدایا! حواسم هستا ، اگر از این بابا تشکر کردم در اصل از تو تشکر کردم … » .با این توضیح ملک حقیقی آدم می شه اعمال و اخلاق و … و تمام ادراکهای اون آدم . تمام اعمال آدم ملک حقیقی اوست و ازش جدا نمی شه .
روز قیامت به انسانها خطاب می شه « اقراکتابک» منظور از این کتاب اعمال ماست .
طبق این فرمایش لباس ما ملک حقیقی ما نیست ، بلکه از ما جداست . بدن ما هم چون باقی نیست ملک حقیقی ما نیست ، از یه جایی به بعد دیگه با ما نیست . ما
حتی تو این بدن مادی هم نمی تونیم کامل تصرف کنیم ، کل اختیارش دست ما نیست فقط یه لباسه که پوشیدیمش .


خداوند  تو قرآن می فرماید « ما قادریم که سر انگشتانش را هم جمع کنیم»
سوال : از نظر فیزیکی شما با انسان یک لحظه قبل یکی هستید یا نه ؟
این بدن شما همون بدن یک لحظه قبله یا نه ؟
می دونید که مکان ما به علت گردش زمین هر لحظه در حال تغییره ، پس ما در مکان یک لحظه قبل نیستیم ، پس هیئت ما با حرکت زمین عوض می شه ، در واقع
این بدن همون بدن یک لحظه پیش نیست ، عوض شده !
در نتیجه دائم استخوانهای ما در حال جمع شدنه ،« خداوند هر لحظه سر انگشتان ما رو می سازه» . ظاهرا بدن ما ثابته ول مثلا اگر زیر میکروسکوپ نگاش
کنی در حال حرکت و تغییره .
کسی که وارد قیامت شده اینارو می فهمه ( محاط بودن دنیا در آخرت که یادتون هست ؟! اینکه آخرت الان وجود داره و ما تو دلشیم اما به علت عرشی نشدن
نمی بینیمش ؟!) .
کمال عقل خیلی بیشتر از طبیعته . کمال عرش از کمال عقل خیلی کاملتره. پس بدن عقلی از بدن خیالی کاملتره ، بدن عرشی از بدن عقلی کامل تر . پس
حضرت جبرئیل برای وحی به یک انسان عرشی نیاز به بدن مادی و دهن و صدا و گوش و … ندارن .
در لسان شرع به حضرت جبرئیل می گویند عقل فعال عالم (ملائک از بعد عقل هستند) .
در شب معراج حضرت جبرئیل تا آسمان چهارم با پیغمبر رفت ، مقامشون تا اونجاست .
از این جا چو یک ذره بالا پرم     فروغ تجـلی بسـوزد پـرم

گفتیم عقل صورت و ماده نداره . حضرت جبرئیل هم جـسم مادی نداره ، پس برای وحی به پیامبر لازم نیست بیاد در گوش پیامبر و چیزی بگه .
پیامبر از نطفگی شروع به حرکت سمت خدا کردن . بدن عقلی و عرشی کاملی داشتن ، یعنی عقل و عرششون رو شکوفا کرده بودن . پس برای وحی شدن
بهشون توسط حضرت جبرئیل که مَلک هستن و از بعد عقل نیازی به واسطه های مادی مثل دهن و صدا و گوش نیست.
هر کس به مقام عقل برسه و از اون بالاتر به اون هم وحی می شه!

بقیه باشه واسه جلسه ی بعد.

التماس دعا!